خرید بک لینک
نمیخواستم امشب بنویسم... نمیخواستم از دلتنگیام بنویسم دگ... هنوزم نمیخوام... اما وقتی برمیگردم عقب میبینم هیچ جا بجز اینجا دلتنگیامو نه گفتم نه نوشتم... مأمن امن من... از درد و دل کردنم خوشم نمیاد... احساس میکنم یه باریو رو دوش یکی میزارم... از پست موقتم به شدت بدم میاد... به نظرم پست موقت واسه حرفاییه که میخای یه بار بزنی و چشمت دگ بهش نیفته... دگ نه حسش کنی نه ببینیش نه بفهمیش... این روزا این حرفام زیاد شده... خیلیا هستن که دوس دارن به جای حرف زدن بنویسن اما من چون حرف زدن بلد نیستم مینویسم... البته اولش اینجور بود حالا که دگ هیچ کدومشو بلد نیستم... بگذریم مثه همیشه.

برچسب: نویسنده: علی موسوی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 8:30

تاسوعا باشد و تنها باشی و دلگیر تر از همه روز... خدا رحم کند...

انگار این روزها را دلگیر آفریده اند...

بعد از تو دلگیری معنای دیگری به خود گرفت...

اینجا همه در تکاپوی تو هستند و ما ...

غم ما کجا و غم تو کجا...

تاسوعا باشد و تنها باشی و دلگیر تر از همه روز... خدا رحم کند...

+ ...

برچسب: نویسنده: علی موسوی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 8:30

صفحه بندی